خود زندگی...
من دوست دارم پیاده راه بیفتم تو خیابون.
خیابون های معمولی,جایی که مردم معمولی داره,
من کثیفی دور کلید برق دوس دارم.
ترک رو دیوار,رد کفش رو زمین تمیز
لباسای کهنمو,بوی پیاز داغ وقتی وارد خونه میشی,
جوراب که از پا درمیاری که شبیه پاته یه کم,هلو,
کامپیوترم,برنامه ی حیونا تو تلویزیون...
همه ی اینا رو دوس دارم,پر از نشونه های زندگی,
همه ی اینا خود زندگی...
